به بهانه میله یا(جشن) گل ارغوان

دریچه :
در میان کشور های دنیا هلند به عنوان کشور گل وبلبل معروف شده است و افغانستان ما از بد حادثه واز برکات همسایه های نیک! مثل پاکستان وهم کیشان دلسوز! مانند عربستان وهم پیمانان مدعی دموکراسی!! مانند آمریکا واذنابش چند سالی است به عنوان کشور تروریست وتریاک وانتحار بر سر زبان ها افتاده که بابت این همکاری های خالصانه ازاین کشور ها باید تشکر کرد!!!؟ که دردادن این القاب به کشور ما کمک شایانی نموده اند وافراد با چهره های پرمو وعمامه را که بنام طالبان کرام یاد میشوند برای ما به ارمغان فرستاده اند !! وچه تحفه های هستند این ملا های که احیای شریعت آنهم از نوع آمریکایی اش را سر لوحه کار شان قرار داده اند وبا تخریب مکاتب وکشتن فرزندان وطن خدمات ارزنده را در قبال کشور شان انجام میدهند!!!
اما از شوخی که بگذریم آیا واقعا ما کشور ترور وتریاک وانتحار بوده ایم؟! جوابش بسیار واضح وروشن است که ما با این مفاهیم هیچگاه سر سازش نداشته ایم وکشور ما در طول تاریخ مهد تمدن وفرهنگ وهنر بوده است وشگفتن گلهای معطردرباغستان هنروادب وفرهنگ مانند: مولانای بزرگ وحکیم ابوعلی سینا وحکیم سنایی غزنوی وناصر خسرو قبادیانی وومسعود سعد سلمان ورابعه بلخی وصد ها شاعر وهنر مند وادیب، در گذشته ومعاصردلیل روشنی است بر این مدعا که ما با گل وبلبل وشعر وشیدایی وشوروغزل وهنر وزیبایی مانوس ومروج مفاهیم متعالی بشری از قبیل عشق وعرفان وتصوف بوده ایم وهمواره با گل وطبیعت وزیبایی های ظاهری وباطنی عشق ورزیده ایم.
غرض از این گفتاریاد آوری ګزارشی است که درروزنوزدهم حمل از رسانه ملی کشور مان مشاهده نمودم وآن عبارت بود از:جشن گل ارغوان که در ولایت باستانی پروان بر گذار شده بود واین بهانه ای شد برای این نوشته تا دوستان را در حس زیبای شناسی شریک بسازم وهمچنین این مطلب هدیه بهاری من باشد برای خوانندگان این وبلاگ وذکر این نکته نیز قابل یاد آوری است که از بس از تراژدی وغم گفتیم ونوشتیم هاله از اندوه همه وجود مان فرا گرفته !!
پس بیاییم از میله ها وجشن هایی بگوییم که در کشور ما قدمت تاریخی دارد: مانند همین جشن گل ارغوان که در ولایت پروان وکنار تپه زیبا ودیدنی (گل غندی ) که در فصل بهارپوشیده از گل ارغوان است بر گذار میشود ودر بهار امسال نیز این جشن با حضور صدها چهره هنری وفرهنگی وسیاسی کشور بر گذار شده بود و حضور وزیرفرهیخته ودانشمند وهنر دوست اطلاعات وفرهنگ آقای دکتر سید مخدوم رهین بر زیبایی این میله وجشن وطنی وملی افزوده بود، میله ای که در حقیقت تجلیل زیبای طبیعت بهاری وطن زخم خورده ماست ودر این جشن شاعران وادیبان کشور از گل وطبیعت وزیبای سخن گفتند وشور ووجد را برای شرکت کنندگان محفل هدیه دادند.
به بهانه این جشن ومیله که در کشور ما بر گذار میشود باید ازمیله وجشن های دیگر نیز یاد آوری کنیم مانند میله جشن گل سرخ دربلخ باستان که بر همگان آشکارا وهویداست ونیاز به توصیف ندارد ودرباره این جشن فقط میتوان بطور اختصار این این ترانه زمزمه کرد که :
بیا که بریم به مزار ملا ممد جان
سیل گل لاله زار واوا دلبر جان
سر کوه بلند فریاد کردُم
علی شیر خدا را یاد کردُم
علی شیر خدا یا شاه مردان
دل ناشاد مارا شاد گردان
وهمچنین به این بهانه میتوان ازمیله گل اناردرقندهار یادآوری کرد جایی که انارش زبانزدمردم است ودراشعاربسیاری شاعران ماوترانه خوانان ماانعکاس یافته است ودرجایش به طور تفصیل باید به آن پرداخت .
وچهارمین جشن معروف در کشورماجشن بهار نارنج درجلال آباد است جشنی که آنهم دربهاربرپا میشود ومیتوان ازآن به عنوان یک میله وجشن ملی (که گسترده تر از جشن های دیگراست ) نام برد.
وخوشبختانه این عنعنات ملی نمادهایی هستند برای اینکه قدمت هنری وزیبایی شناسی ملت مارا بنمایاند وبر خلاف تصورات واهی که تجاوز گران دیروز وامروز از کشورمابه نمایش گذاشته اند میتوان از خراسان دیروز وافغانستان امروز به عنوان یک کشوری که با هنر وزیبایی های طبیعی وفطری آشنایی دیرینه دارد نام برد وفضای بکر جغرافیایی ما به این زیبایی خدادادی کمک شایانی نموده است به شرطی این زیبایی های طبیعی وفطری را ارج بنهیم واحیا کنیم ونگذاریم ازما وکشور ما به عنوان چهره عبوس وخشن وکه نماد از تحجر قالب شده برای بدنامی دین ومذهب است استفاده شود وصد البته طراحان ترور وتریاک وتحجر ناکام خواهند ماند وهرگز نخواهند توانست ما را از گل وبلبل وترانه وخیال بدور نگهدارد وبه کوری چشم متحجران کور دل ما همواره میراث داران خوب برای هنر وفرهنگ دیرینه مان خواهیم ماند وبه قول حافظ شیراز :
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیرل دگر باره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به چمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
وچنین باد....
در یک روز گرم وآفتابی از سال 1347 در برهوت زمین وچنبره زمان گرفتار آمدم .ازروز های سبز و شیرین کودکی که با فقر ومحرومیت اجتماعی همراه بود خنده های تلخی بیاد گار دارم .در گذر ایام ،بار ها وبار ها آرزوی بال گشودن در آسمان آبی را در سر داشته ام اما آسمان کشورم همواره مه آلود بوده است ومنهم بابالهای شکسته ....